عزت نفس چیست؟

عزت نفس چیست؟

معمولا عزت نفس با اعتماد بنفس اشتباه گرفته میشود و بدون در نظر گرفتن تفاوت آنها حتی این دو اصطلاح بجای یکدیگر بکار برده میشوند.

اگر بخواهیم عزت نفس را با اعتماد بنفس مقایسه کنیم مثل مقایسه دریا با استخر است که در هر دو آب وجود دارد و در هر دو میتوان شنا کرد ولی این کجا و آن کجا.

اعتماد بنفس وقتی بدست می آید که :

ما کار یا مهارتی را به خوبی انجام دهیم مثلا زمانیکه ما مهارت زیادی در نواختن پیانو داریم و در جمعی از دوستان خود پیانو می نوازیم

در مهارت نواختن پیانو اعتمادبنفس ما خوب است و هول نمی شویم و در آن موقعیت به خودمان حتی افتخار میکنیم .

ولی عزت نفس یعنی حال خوب درونی و دائمی که بسیار وسیع تر و عمیق تر از اعتماد بنفس است .

البته ناگفته نماند که اعتمادبنفس میتواند باعث افزایش عزت نفس شود ولی همانگونه که شرح دادیم خود عزت نفس نیست.

حال چگونه اعتمادبنفس باعث افزایش عزت نفس میشود:

وقتی ما هدفی تعیین میکنیم و به هدف مورد نظر میرسیم در آن مورد اعتماد بنفس مان افزایش پیدا میکند بنابراین ما به خودمان امیدوار میشویم

و هدفهای دیگری برای خود در نظر میگیریم و به همین ترتیب جلو میرویم که این حرکت رو به جلو و کسب مهارتهای بیشتر و دستیابی به اهداف بیشتر باعث افزایش عزت نفس مان میشود .

البته دقت کنید گفتیم رسیدن به اهداف باعث افزایش عزت نفس مان میشود ولی در نظر داشته باشید عزت نفس چیزی فراتر است

چون انسانهای موفق زیادی هستند که به اهداف خود رسیده اند و چه بسا طرفداران زیادی هم دارند ولی عزت نفس ندارند و حال خوب درونی را تجربه نمی کنند .

چرا که عزت نفس متاثر از عوامل درونی و بیرونی است نه فقط عوامل بیرونی .

منظور از عوامل درونی چیزهایی هستند که از درون فرد نشات میگیرند یا خود فرد آن را ایجاد میکند مانند نقطه نظرها، باورها، اعمال و رفتار.

و عوامل بیرونی یا محیطی پیامهایی که کلامی و غیر کلامی انتقال پیدا میکنند و تجربه هایی که باعث و بانی آن والدین، معلمان ، اشخاص مهم زندگی و فرهنگ هستند.

میتوان با قاطعیت گفت بجز اختلالاتی که ریشه بیولوژیکی دارند تمام اختلالات روانی از افسردگی و اضطراب گرفته تا عدم موفقیت در تحصیل و کار و زندگی، سوء مصرف مواد، بدرفتاری با همسر، سوء استفاده جنسی از کودکان، خشونت و خودکشی ریشه در کمی عزت نفس دارد .

نکته: عزت نفس یک نیاز اولیه برای همه انسانهاست که بدانیم و ندانیم راه خود را درون ما میگشاید.

معمولا عزت نفس را خودباوری و احساس خودارزشمندی تعریف میکنند ولی عزت نفس چیزی بیش از احساس خودارزشمندی است.

عزت نفس اعتماد به توانایی خود در اندیشیدن است و اعتماد به توانایی خود در حل مسائل و چالشهای زندگیست.

عزت نفس یعنی این حق را به خود بدهیم که شاد و موفق باشیم و نیازهای مان را ابراز کنیم

عزت نفس یعنی احساس ارزشمند بودن، شایسته بودن، زندگی کردن با ارزشها و برخورداری از ثمرات تلاشهای خویش است.

ما با عزت نفس زیاد با احتمال بیشتری در برابر مشکلات ایستادگی میکنیم ولی عزت نفس کم باعث تسلیم شدن ما و عدم استفاده از همه توانمان میشود.

عزت نفس یک احساس نیست به این معنا که احساس بهتری داشته باشیم تا بهتر زندگی کنیم بلکه عزت نفس عمل بهتر زندگی کردن است.

میان عزت نفس و خوشبختی رابطه وجود دارد چون عزت نفس سالم با عقلانی رفتارکردن، واقع گرایی، خلاقیت، استقلال، انعطاف پذیری، توانایی پذیرش تغییر، تمایل به اذعان اشتباهات، اصلاح آنها و خیرخواهی و همکاری ارتباط مستقیم وجود دارد.

وقتی ما به امنیت می چسبیم عزت نفس خود را از دست میدهیم و از چیزهای نو و بدیع میترسیم و دوری میکنیم.

هر چه عزت نفس ما افزایش یابد بلند پروازتر میشویم و این لزوما به شغل و حرفه محدود نمیشود بلکه در تمام زمینه ها احساسی، معنوی، ذهنی و خلاقیت رشد میکنیم.

هرچه عزت نفس مان بیشتر باشد میل ابراز وجودمان در حال نمایش غنای درونمان است نه به دنبال اثبات خودمان.

کسی که عزت نفس بالایی دارد با خود در صلح است یعنی به اندیشه و احساس خود مطمئن است پس هراسی ندارد و صداقت دارد

ولی هر چه عزت نفس کمتر باشد ارتباط مان تیره تر و نا آشکار یا مبهم تر است در کل  خودمان به خودمان پنالتی میزنیم و نمیدانیم نیازهای و خواسته هایمان چه هستند.

ما معمولا با کسانی راحتتر کنار می آییم که عزت نفس شان به اندازه عزت نفس ماست علتش این است که همانندها یکدیگر را جذب میکنند پس با یک نگاه به آدمهای دور و برمان میتوانیم سطح عزت نفس خود را تخمین بزنیم.

هر چه عزت نفس ما بالاتر باشید دیگران را بیشتر درک میکنیم و همدلی بیشتری داریم و به دیگران بیشتر احترام میگذاریم چرا که احترام گذاشتن به خود مقدمه و شرط احترام گذاشتن به دیگران است.

عزت نفس باعث میشود ما خود را موجود دوست داشتنی بدانیم بنابراین ظرفیت مان برای دوست داشتن دیگران بالا میرود زیرا ظرف وجودی ما پر است و از بخشش محبت به دیگران خودمان کم نمی آوریم و متوقع و نگران نمی شویم بدانیم که کسی که عزت نفس پایینی دارد توانایی اش در دوست داشتن رشد نکرده است.

ولی اگر ما خودمان را دوست نداشته باشیم یعنی الفبای دوست داشتن را بلد نیستیم پس چگونه میتوانیم دوست داشتن را بنویسیم؟

یا دیگران را دوست داشته باشیم اینجاست که از ابزار دیگری برای ارزیابی دیگران استفاده میکینم آن ابزار کاری است

که آنها برایمان انجام میدهند بطوریکه تنها وقتی مطابق میل ما کاری انجام دهند مورد توجه و دوست داشتن ما واقع میشوند که این از یکی از شروط عزت نفس به نام پذیرش خود و دیگران را تحت تاثیر قرار میدهد.

کسی که عزت نفس بالایی دارد در عشق و محبت، صداقت دارد و در عشق احساس امنیت و ایمنی درونی دارد .

هرگز این باور را ندارد که در رابطه عاطفی نصیب من درد و تالم است از اینرو کسی را انتخاب میکند که با وفا و قابل اعتماد باشد

و برای خوشبختی از کسی تضمین نمیخواهد چون خود را لایق یک رابطه عاشقانه میداند.

کسی که عزت نفس پایینی دارد در رابطه عاطفی نگران و سر در گم  است

این افراد بدنبال پیدا کردن عشق و محبوب خود هستند ولی درون آنها ترسی مرموز وجود دارد که نصیب من همیشه بدشانسی و تالم است از اینرو کسی را انتخاب میکنند

البته بصورت ناخوداگاه که او را طرد میکند و تنها میگذارد .

یا اگر کسی را پیدا کنند که خوشبختی با او امکان پذیر است برای غلبه بر ترسهای درونی شان شروع به کنترل کردن فرد میکنند،

ناسازگاری های کوچک را بزرگ می بینند و در ذهنشان فاجعه سازی میکنند

و این ذهنیت را دارند که قبل از اینکه بی اعتنایی ببینم بهتر است بی اعتنایی کنم در واقع دست پیش را بگیرم تا پس نیفتم  تا بلاخره رابطه را خراب می کنند .

این مقاله ادامه دارد…

   Send article as PDF   
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *